مفهوم افغانستانی جهاد و غیرت!

خرید بک لینک
گر ندانی غیرت افغانی ام
ور به میدان آمدی می دانی ام

جهاد یک امر مهم و مقدس دینی (اسلام) و از فروع دین و واجبات است که هدفعادلانه و حق طلبانه دارد. جهاد دارای بار ارزشی مثبت است و آیات و عباراتزیادی درباره عظمت و جایگاه رفیع جهاد در میان عبادات به چشم می خورد.

واژه جهاد (از ریشه جهد) به معنی کوشش، مبارزه و فعالیت است. جهاد درمفهوم وسیع و گسترده آن، مجموعه اقداماتی است که به حاکمیت اصول ارزشمندالهی و انسانی، رفع ستم از مظلومان و مستضعفان و احیای کلمه حق که مایه ینجات انسان و سعادت او است، منتهی می شود.

جنگ، نه در قرآن و نه در سنت، هیچگاه جایگاه جهاد را ندارد. جنگ واژهمربوط به دوران جاهلیت پیش از اسلام است که می تواند هم برحق و هم بر باطلباشد، همانگونه که می تواند عادلانه یا ستمگرانه، مشروع یا غیر مشروع باشد.

غیرت نیز از ویژگی های اخلاقی و پسندیده افراد است. معنی عام و گسترده آن،دفاع شدید از عرض، ناموس یا مال و کشور و دین است. ولی بيشتر در حفظ حريمخانواده و ناموس به كاربرده می شود و غالبا غيرت را چنين تعريف می كنند:تعصب و حساسيت نسبت به افراد خانواده، ناموسپرستی، حميت، مردانگی وغيرتمندی، يعنی كسی كه نگاهدار عصمت، شرف، عزت، آبرو، دين و ايمان است واجازه نمی دهد افراد لاابالی، هرزه، بی تقوا و منحرف در حريم ناموس و ديناو وارد شوند.

اما مفهوم افغانی جهاد و غیرت؟!
بررسی گذشته ها و مبارزه با متجاوزان چون انگلیس و روس مورد نظر نیست وفقط سعی می شود جهاد فعلی و جاری با جهاد دینی مقایسه و به صورت مختصرتحلیل شود.

متاسفانه جهاد در افغانستان، به مرور زمان، به یک پروسه و فرایند بهشترفتن و بهشت فرستادن تبدیل شده و از معنی و مفهوم واقعی آن فاصله گرفتهاست. اولاً، هدف جنگجویان و شورشگران در افغانستان عادلانه و حق طلبانهنبوده، بلکه دنبال کسب قدرت، سلطه انحصاری و مطلق بر شهروندان رنج کشیده وفقر چشیده این مملکت، غصب و پایمال حقوق و تجاوز به حریم شخصی و اجتماعیافراد و نادیده گرفتن گروه ها و جریان های غیر خودی و تشکیل امارت زورگو وافراطی القاعده و ملاعمری می باشند.

دوماً، جنگ و ترور و وحشت در افغانستان، نه تنها بار ارزشی مثبت و مطلوبندارد بلکه به ضد ارزش تبدیل شده و چهره تاریک و منفور، ضد انسانی و صلحستیز اسلام را که هیچ سازگاری و سنخیت با اصل اسلام ناب محمدی ندارد بهتصویر کشیده و به نمایش گذاشته و اسلام افراطی و جعلی را به زمان و انسانعرضه می نماید.

ثالثاً، فعالیتهای تروریستی و خشونت بار در افغانستان و سایر کشورهایاسلامی نه تنها باعث حاکمیت اصول الهی و انسانی نشده، که اسلام را به چالشکشیده، بدنام کرده و زمینه نفوذ و دخالت قدرت های استعماری و استکباری رادر کشورهای اسلامی(به ویژه افغانستان) فراهم کرده است. شورشیان و اسلامگرایان تندرو باعث شده اند، نه تنها پیروان سایر مذاهب و ادیان اسلام رادین خشونت و ترور بشناسند که برخی مسلمانان نیز از اسلام روگردان شده و بهدیده شک و تردید بنگرند.

رابعاً، منطق شورشیان وحشی و جنگجویان ددمنش ابداً باعث کاهش ظلم و ستم وبهبود وضعیت مظلومان و مستضعفان نخواهد شد. در دوران سیاه شان، قتل وکشتار را نشانه انتقام و گریه بیوه زنان و یتیمان را علامت تنبیه و خفقانرا بیانگر تحکیم امنیت و استقرار اسلام تلقی می کردند. چنان ضرب و شتم راابزار، جبر و وحشت را به جای عقلانیت معیار قرار داده و ناتوانان را باریسمان قهرشان اعدام و پشت و پهلوی فرزندان این مرزو بوم را با تازیانه وقنداق تفنگ آشنا کردند که عبدالرحمن در برابر شان سر تعظیم فرود آورده وتاریخ نظیر شان را ندیده بود. اسلام زور و جبر( نه اسلام محمدی) را وسیلهتداوم قدرت و ثبات مملکت می دانستند و دین اجباری را بر خلاف لا اکراه فیدین عملی می کردند. وضعیت رفاهی مردم روز به روز وخیم تر می شد و چرخاقتصاد مملکت دیگر نمی چرخید. گذشته از آن، حتی انتقال آذوقه و مواد غذاییرا از یک محل به محل دیگر اجازه نمی دادند. بعضی به ناچار به کشورهایهمسایه می گریختند و مورد آزاد و اذیت قرار می گرفتند و دیگران به اجبارمرگ و زندگی شان را به دست طالبان می سپردند و با ترس و رعب منتظر دستورظالمان و قلدوران بودند.
اکنون هم چنان کشتن افراد بی گناه و فرزندان این خاک را به بهانه های جهادو رسیدن به اهداف مقدس، رفتن و فرستادن به بهشت، دفاع از خاک و ناموس وطندر برابر متجاوزان و ... توجیه و زیر بناهای اقتصادی کشور را تخریب و عدمامنیت و بی ثباتی سیاسی و اجتماعی را همیشگی، شرایط دخالت و تسلط ای اس ایفراهم و حضور قدرت های جهانی را دایمی می نمایند. در یک کلام دینی را کهقرار است وسیله نجات و رستگاری انسان ها باشد به ابزار نابودی و تباهی آنها تبدیل کرده اند.

اگرچه غیرت افغانستانی نقش مهم و موثری در دفاع از ناموس، مال و وطن داشتهو وسیله افتخار افغانستانی ها بوده است اما متاسفانه گاهی مورد استفادهسوء قرار گرفته، تعبیرات نادرست شده و مشکل آفرین بوده است. در پارهموارد، افغانستانی ها غیرت را با لجاجت، عدم گذشت، انعطاف نا پذیری و خیرهسری اشتباه گرفته و افراط کرده اند.

به باور نگارنده غیرت افغانستانی در شکل گیری و ادامه تفکر افراطی وافراطیت در افغانستان موثر بوده و بستر مناسبی را برای فعالیت های طالبانیو افراط گرایی در کشور فراهم کرده است. البته هدف نکوهش غیرت افغانستانینبوده بلکه استفاده درست و رعایت اعتدال در بکارگیری آن می باشد، تاابزاری در خدمت افراط گرایی و وسیله برای ادامه جنگ و تباهی در کشور نباشد.


نجیب الله ارشد

رایحه ظهور/RAYEHEA ZOHOR...

ما را در سایت رایحه ظهور/RAYEHEA ZOHOR دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:00

صفحه بندی